واقعیت زندگی بسیاری از مسلمانان در آلمان در پایان عمرشان اغلب اینگونه است: آنها باید درمانهای طولانیمدت بیمارستانی را تحمل کنند یا اغلب در بیمارستان جان میسپارند. درمانهای مراقبت ویژه رایج است که برای بیماران و خانوادههایشان بسیار آزاردهنده است. علاوه بر این، مسلمانان به طور فزایندهای با بیماریهایی روبرو میشوند که طبق نظر پزشکی-علمی امروز، لاعلاج تلقی میشوند. یا بیماریها در یک بازه زمانی قابل پیشبینی به مرگ منجر میشوند. این وضعیت احساسی دشوار چالشهای اضافی به وجود میآورد که مسلمانان را در یک تعارض دینی قرار میدهد. این چالشها و تعارضها شامل سؤالات وجدانی مرتبط با اسلام میشود و نشان میدهد که مسلمانان آسیبدیده فاقد دانش کافی درباره راهحل اسلامی مسائل اخلاقی-پزشکی هستند.
پیشرفت پزشکی در طول زمان مسائل اخلاقی جدید بسیاری را پدید آورده که قبلاً وجود نداشتند. پزشکی مدرن امکاناتی مانند تهویه مکانیکی، پیوند اعضا و لقاح مصنوعی را فراهم میکند. علاوه بر این، رویکردهای درمانی متنوعی برای بیماریهای کشنده وجود دارد که بسیار تهاجمی هستند. در مقابل، مراقبت تسکینی قرار دارد که به عنوان یک رویکرد درمانی جامع برای بیماران جدی تلقی میشود. این رویکرد بر مشاوره بیماران و خانوادههایشان تمرکز دارد و معمولاً شامل اقدامات تسکیندهنده علائم در پایان زندگی است. علاوه بر این، در غرب تمایل فزایندهای به اتانازی فعال وجود دارد، جایی که افراد به شدت بیمار آرزوی مرگ دارند اما دیگر قادر به خودکشی نیستند. بنابراین از پزشکان انتظار میرود که مرگ را از طریق دارو القا کنند.
چالش دیگر قطع تهویه مکانیکی برای بیماران با آسیب شدید مغزی است. در آلمان، یا وصیتنامه زندگی مورد مراجعه قرار میگیرد یا اراده فرضی بیمار در نظر گرفته میشود. در نهایت، اراده بیمار در این مسئله تعیینکننده است.
وقتی صحبت از این سؤالات حساس میشود، مسلمانان اغلب درمانده هستند و نمیدانند چگونه پاسخ دهند. آنها میترسند تصمیم اشتباهی بگیرند و در نتیجه گناهی مرتکب شوند. بسیاری از مساجد و ائمه خود راهنمایی میطلبند که آنها نیز در این امور تخصصی ندارند. بنابراین بیماران مسلمان و خانوادههایشان معمولاً تنها میمانند و باید به پزشکان پاسخ دهند که آیا درمان تسکینی دنبال شود یا تهویه مکانیکی قطع گردد. در اکثر موارد، مسیر درمان تهاجمی حداکثری انتخاب میشود تا از اشتباه جلوگیری شود.
دقیقاً به همین دلیل است که میخواهم در ادامه درباره درمان تسکینی توضیح دهم و در این زمینه، بیماری و مرگ را از منظر اسلامی ارائه کنم.
علاوه بر این، میخواهم اصول اساسی را درباره این سؤال مطرح کنم که چه زمانی قطع یا ترک درمان مجاز است. در این زمینه، به طور مختصر به این سؤال خواهم پرداخت که آیا و تحت چه شرایطی قطع تهویه مکانیکی مجاز است.
مفهوم اسلامی بیماری
میخواهم ابتدا به مفهوم اسلامی بیماری بپردازم. درک مهم در اینجا این است که هم بیماری و هم شفا تنها از الله سبحانه و تعالی میآید.
مفهوم اسلامی بیماری و مرگ
پزشکی، پزشکان و دستگاههای فنی امروزی چیزی بیش از ابزارهایی نیستند که الله سبحانه و تعالی برای ایجاد شفا به کار میگیرد. پزشکی هرگز علت شفا نیست، اگرچه این باور در دنیای غرب در میان بسیاری از مردم بسیار رایج است. از منظر معنوی، بسیار مهم است که یک مسلمان در طول بیماری کینه توسعه ندهد یا در غم عمیق فرو نرود، بلکه استقامت را تمرین کند.
عَجَبًا لِأَمْرِ الْمُؤْمِنِ إِنَّ أَمْرَهُ كُلَّهُ خَيْرٌ وَلَيْسَ ذَاكَ لِأَحَدٍ إِلَّا لِلْمُؤْمِنِ إِنْ أَصَابَتْهُ سَرَّاءُ شَكَرَ فَكَانَ خَيْرًا لَهُ وَإِنْ أَصَابَتْهُ ضَرَّاءُ صَبَرَ فَكَانَ خَيْرًا لَهُ
«شگفتا از کار مؤمن؛ همه امور او برای او خیر است و این ویژگی تنها از آن مؤمن است. اگر خوشی به او رسد، شکرگزاری میکند و این برای او خیر است؛ و اگر سختی به او رسد، صبر میکند و این نیز برای او خیر است.»
صحیح مسلم ۲۹۹۹
تحمل بیماری فرصتی برای دریافت پاداش بزرگ یا پاک شدن از بسیاری از گناهان فراهم میکند. بنابراین، در صورت بیماری شدید یا خفیف، باید همواره به مسلمان یادآوری شود که اگر استقامت داشته باشد، پاداش بزرگی در انتظار اوست.
مَا مِنْ مُسْلِمٍ يُصِيبُهُ أَذًى شَوْكَةٌ فَمَا فَوْقَهَا إِلَّا كَفَّرَ اللَّهُ بِهَا سَيِّئَاتِهِ كَمَا تَحُطُّ الشَّجَرَةُ وَرَقَهَا
عبدالله بن مسعود (رضی الله عنه) گفت: به عیادت پیامبر ﷺ رفتم در حالی که تب داشت. گفتم: «ای رسول الله، به نظر میرسد رنج زیادی میبرید.» پیامبر ﷺ فرمود: «بله، به اندازه دو نفر رنج میبرم.» پرسیدم: «آیا به این دلیل است که پاداش دوگانهای دارید؟» فرمود که چنین است، سپس گفت: «هیچ مسلمانی نیست که آزاری به او برسد، حتی اگر خار کوچکی باشد یا بیشتر، مگر اینکه الله گناهانش را به این وسیله میزداید، همانطور که درخت برگهایش را میریزد.»
صحیح البخاری ۵۶۴۸
لعن یا ناسزا گفتن به بیماری جایز نیست، زیرا بیماری میتواند در نهایت برای مؤمن خیر بسیاری به همراه داشته باشد. همانطور که در حدیثی آمده است:
لَا تَسُبِّي الْحُمَّى فَإِنَّهَا تُذْهِبُ خَطَايَا بَنِي آدَمَ كَمَا يُذْهِبُ الْكِيرُ خَبَثَ الْحَدِيدِ
جابر (رضی الله عنه) روایت کرد: رسول الله ﷺ به عیادت ام سائب (یا ام مسیب) رفت و پرسید: «چه مشکلی داری، ای ام سائب؟ میلرزی.» گفت: «تب است، خدا آن را بیبرکت کند!» فرمود: «به تب ناسزا نگو، زیرا گناهان فرزندان آدم را پاک میکند همانطور که کوره آهنگری ناخالصیهای آهن را میزداید.»
صحیح مسلم ۲۵۷۵
مرگ و اسلام
مرگ در غرب یک موضوع تابو است و در زندگی روزمره مردم حضور ندارد. اگرچه مرگ بخشی از زندگی است و به ناچار اتفاق میافتد، مرگ در واقعیت زندگی بسیاری از مردم، به ویژه در غرب، نقشی ندارد. وقتی میشنویم که کسی درگذشته، بسیاری واکنش نشان میدهند: «چه مشکلی پیش آمد؟ کدام پزشک اشتباه کرد؟» مرگ برای بسیاری چیزی بعید و غیرعادی به نظر میرسد که به همین شکل با آن برخورد میکنند.
كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ
«هر نفسی چشنده مرگ است. و همانا پاداشهایتان را تنها در روز قیامت به طور کامل دریافت خواهید کرد. هر کس از آتش دور شود و به بهشت درآید، رستگار شده است. و زندگی دنیا چیزی جز کالای فریب نیست.»
سوره آل عمران ۳:۱۸۵
از این کلمات الله نتیجه میشود که مسلمان برای رضای او و مرگ خوب تلاش میکند. سؤالی که در اینجا مطرح میشود این است که چه چیزی یک مرگ خوب است. در نهایت، مرگ پلی به سوی آخرت است، جایی که منزل ابدی تعیین میکند که مرگ خوب بوده یا نه. و این تنها در اختیار الله سبحانه و تعالی است.
لَا يَتَمَنَّيَنَّ أَحَدُكُمُ الْمَوْتَ مِنْ ضُرٍّ أَصَابَهُ فَإِنْ كَانَ لَا بُدَّ فَاعِلًا فَلْيَقُلِ اللَّهُمَّ أَحْيِنِي مَا كَانَتِ الْحَيَاةُ خَيْرًا لِي وَتَوَفَّنِي إِذَا كَانَتِ الْوَفَاةُ خَيْرًا لِي
«هیچکدام از شما نباید به خاطر بدبختی که به او رسیده آرزوی مرگ کند؛ اما اگر حتماً باید آرزویی داشته باشد، باید بگوید: اللهم احیِنی ما کانت الحیاة خیراً لی و توفَّنی إذا کانت الوفاة خیراً لی (خدایا مرا زنده نگهدار تا زمانی که زندگی برایم بهتر است، و مرا بمیران اگر مرگ برایم بهتر است).»
صحیح البخاری ۵۶۷۱
مسلمان بنابراین آرزوی شرایط خاصی را دارد که امید را افزایش میدهد که الله سبحانه و تعالی او را میبخشد و در نتیجه اجازه ورود به بهشت میدهد. این شرایط عبارتند از: مرگ پس از عمل نیک یا در حالت اطاعت از الله سبحانه و تعالی؛ گفتن شهادت؛ نداشتن بدهی معوق؛ نداشتن نماز قضا؛ انجام توبه؛ و در حالت ایدهآل، محقق کردن یکی از دستههای شهادت. بنابراین مسلمان در پایان زندگی در حالت بیماری شدید آرزوی بهبود رابطه معنوی خود با الله سبحانه و تعالی را دارد و طلب مغفرت گناهان میکند. آرزو دارد تا حد امکان کار خیر انجام دهد تا در نزد الله سبحانه و تعالی محبوبیت بیشتری داشته باشد.
شرایط مرگ خوب در اسلام
درمان تسکینی
وقتی یک مسلمان مبتلا به بیماری کشنده با امید به زندگی محدود در یک بیمارستان آلمانی بستری میشود، اغلب در موقعیتی قرار میگیرد که پزشکان گزینه درمان تسکینی را پیشنهاد میدهند. اولین چالش برای بیمار و خانوادهاش این است که بفهمند درمان تسکینی چیست و آیا این نوع درمان اساساً در اسلام مجاز است.
بنابراین ابتدا توضیح خواهم داد که درمان تسکینی چه چیزی را در بر میگیرد.
پزشکی تسکینی یک تخصص پزشکی برای افرادی است که با یک بیماری جدی زندگی میکنند. هدف در درجه اول درمان بیماری بیمار با درمان تهاجمی و عوارض جانبی بسیار آن نیست، بلکه ارائه حمایت روانشناختی و درمان علائم بیمار است تا کیفیت زندگی او بهبود یابد. در اینجا، نیازهای بیمار در مرکز توجه است، نه تشخیص. درمان تسکینی میتواند در هر سنی، در هر مرحله از یک بیماری جدی، و حتی در کنار درمان درمانی ارائه شود.
در درمان تسکینی، باید حوزههای مختلفی مورد توجه قرار گیرند. علاوه بر مدیریت درد، مشکلات معنوی، اجتماعی و روانشناختی بیمار نیز باید مورد توجه قرار گیرند. برای این کار به یک تیم بینرشتهای از گروههای حرفهای مختلف نیاز است. پزشکان، پرستاران متخصص، مددکاران اجتماعی و کشیشان برای تضمین مراقبت تسکینی ضروری هستند.
حال به مسلمان مبتلا به بیماری کشنده برمیگردیم، مثلاً سرطان ریه متاستاتیک. گزینهای به او ارائه میشود که یا شیمیدرمانی تهاجمی دیگری داشته باشد یا درمان تسکینی را انتخاب کند، در حالی که پزشکان احتمال بهبود یا بهتر شدن از طریق شیمیدرمانی را پایین میدانند. در این وضعیت، بسیاری از مسلمانان شیمیدرمانی تهاجمی را انتخاب میکنند زیرا معتقدند که از منظر اسلامی باید همه کارها را انجام دهند. علاوه بر این، این سؤال مطرح میشود که در صورت ایست قلبی، آیا باید احیاء از طریق ماساژ قلبی انجام شود و آیا تهویه مکانیکی در بخش مراقبتهای ویژه مطلوب است. در اینجا نیز بسیاری از مسلمانان این گزینهها را انتخاب میکنند زیرا معتقدند اسلام از آنها میخواهد.
دیدگاه اسلامی: چه زمانی درمان واجب است؟
بنابراین میخواهم بحث کنم که آیا یک بیمار تحت قانون اسلامی اجازه دارد درمان را رد کند و تحت چه شرایطی رد درمان مجاز است. علاوه بر این، به این سؤال پرداخته میشود که چه زمانی درمان پزشکی واجب است.
الگوریتم: درمان پزشکی در اسلام
به طور کلی، در اسلام برای یک مسلمان واجب نیست که برای درمان پزشکی مراجعه کند. احادیثی وجود دارد که دلیل بر این مطلب هستند.
يَدْخُلُ الْجَنَّةَ مِنْ أُمَّتِي سَبْعُونَ أَلْفًا بِغَيْرِ حِسَابٍ قَالُوا وَمَنْ هُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ هُمُ الَّذِينَ لَا يَكْتَوُونَ وَلَا يَسْتَرْقُونَ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ
مسلم از عمران بن حصین روایت کرد که پیامبر ﷺ فرمود: «هفتاد هزار نفر از امت من بدون حساب وارد بهشت میشوند.» پرسیدند: «آنها چه کسانی هستند، ای رسول الله؟» فرمود: «آنهایی که از راهِ رُقیه شفا نمیطلبند، خرافات را دنبال نمیکنند، پوستشان را برای شفا داغ نمیکنند و بر پروردگارشان توکل میکنند.»
صحیح مسلم ۲۱۸
إِنِّي أُصْرَعُ وَإِنِّي أَتَكَشَّفُ فَادْعُ اللَّهَ لِي قَالَ إِنْ شِئْتِ صَبَرْتِ وَلَكِ الْجَنَّةُ وَإِنْ شِئْتِ دَعَوْتُ اللَّهَ أَنْ يُعَافِيَكِ
بخاری همچنین از ابن عباس روایت کرد: این زن سیاهپوست نزد پیامبر ﷺ آمد و گفت: «من از حملات صرع رنج میبرم و در طول آنها پوششام کنار میرود، پس برایم دعا کن.» پیامبر فرمود: «اگر میخواهی صبر کن و بهشت از آن توست! و اگر میخواهی از الله میخواهم که تو را شفا دهد.» گفت: «صبر میکنم!» و ادامه داد: «اما پوششام کنار میرود، پس دعا کن که این اتفاق نیفتد!» پس برایش دعا کرد.
صحیح البخاری ۵۶۵۲
این دو حدیث نشان میدهد که رد درمان پزشکی مجاز است. در عین حال، پیامبر ﷺ جستجوی درمان از طریق رقیه را تشویق کرد.
الشِّفَاءُ فِي ثَلَاثَةٍ شَرْطَةِ مِحْجَمٍ أَوْ شَرْبَةِ عَسَلٍ أَوْ كَيَّةٍ بِنَارٍ وَأَنْهَى أُمَّتِي عَنِ الْكَيِّ
«شفا در سه چیز است: در برش حجامت، در نوشیدن عسل، و در داغ کردن با آتش. اما امتم را از داغ کردن نهی میکنم.»
صحیح البخاری ۵۶۸۱
در حدیث دوم، پیامبر ﷺ این انتخاب را به زن سیاهپوست واگذار کرد که بین تحمل صرعش، که برایش بهشت وعده داده شده بود، و دعایی که پیامبر برای شفایش میخواند انتخاب کند. پس از بررسی تمام متون منبع و تفسیر آنها طبق معیارهای حقوقی اسلامی، به این نتیجه میرسیم که درمان پزشکی مطلوب است اما واجب نیست.
اما موارد همچنین باید در نظر گرفته شود که در آن بیمار قادر به بیان رضایت یا امتناع از یک اقدام درمانی نیست و بیمار بدون درمان میمیرد. علاوه بر این، فرضاً درمانی موجود بود که جان بیمار را نجات میداد. در این صورت، پزشکان موظف به انجام درمان هستند.
مثالی که علما ذکر میکنند این است: مردی خفه میشود به طوری که راه هواییاش مسدود میشود. با تجویز یک مایع، راه هوایی باز میشود. مثال دیگر، استفراغ القایی پس از مصرف تصادفی یک ماده سمی است. تجویز مایع وریدی پس از کمآبی نیز به عنوان مثال ذکر شده است.
بنابراین، نمیتوان به طور کلی فرض کرد که همه درمانهای پزشکی صرفاً مطلوب هستند اما واجب نیستند. این کاهش اجازه کلی ترک درمان پزشکی به تمام موارد ممکن خواهد بود.
اصول شریعت در موضوع درمان
به طور کلی، ارزیابی از اصول زیر ناشی میشود که از شریعت سرچشمه میگیرند:
- حفظ جان
- تسکین رنج
- فقدان تکلیف پیشفرض درمان
- بنا نهادن بر ویژگیهای واضح تعریفشده برای دستیابی به ثبات
- بنا نهادن بر احتمال بالا با در نظر گرفتن اهداف شریعت
- آسیب نرساندن و سنجش سود در برابر زیان
- عدم اجبار درمان به طور کلی
- توجه به اولویتها
علما در این زمینه اظهار کردند که درمان پزشکی زمانی واجب میشود که جان در خطر باشد یا بدن ممکن است آسیب عملکردی اساسی بیابد و درمانی موجود باشد که با احتمال بیش از ۵۰٪ به اذن الله بهبودی را به ارمغان آورد. به طور کلی، درمانی که با احتمال بیش از ۵۰٪ به بدن آسیب عملکردی شدید بزند یا باعث مرگ شود تحت قانون اسلامی ممنوع است. اگر زیان یک درمان بیش از سود آن باشد، درمان در این صورت نیز واجب نیست.
مثالهای عملی
مثال اول، سکته قلبی است. بیمار درد قفسه سینه دارد و ارتفاع ST از طریق ECG تشخیص داده میشود. این منجر به تشخیص سکته قلبی با خطر حاد برای جان میشود. علاوه بر این، یک گزینه درمانی از طریق آنژیوگرافی کرونری با کاشت استنت وجود دارد که نرخ موفقیت بیش از ۵۰٪ دارد. در این صورت، برای مسلمان واجب است که درمان را انجام دهد، زیرا جان به طور حاد در خطر است و درمانی با احتمال موفقیت بیش از ۵۰٪ موجود است، بدون آسیب قابل توجه. سود آشکارا بیشتر است.
مثال دوم، بیماری مبتلا به سرطان ریه متاستاتیک است. پزشکان شیمیدرمانی پیشنهاد میدهند که با احتمال کمتر از ۵۰٪ میتواند جان بیمار را تا یک سال نجات دهد. در این صورت، شیمیدرمانی واجب نیست، زیرا احتمال موفقیت کمتر از ۵۰٪ است، حتی اگر جان به طور حاد در خطر باشد. در این مثال، یک مؤلفه دیگر وارد میشود: آسیب درمان. شیمیدرمانی تهاجمی متأسفانه نه تنها اثر درمانی مطلوب دارد بلکه در برابر سلولهای خود بدن نیز عمل میکند. شیمیدرمانیها گاهی باید به دلیل عوارض جانبی شدید متوقف یا قطع شوند.
با توجه به این موضوع، برای مسلمان مجاز خواهد بود که از شیمیدرمانی صرف نظر کند و برای درمان تسکینی تصمیم بگیرد. این درد را تا حد امکان تسکین میدهد و اجازه بهبود رابطه با الله سبحانه و تعالی را میدهد – یعنی بهبود قابل توجه وضعیت معنوی به طوری که، ان شاء الله، مرگ مرگ خوبی باشد.
احیاء قلبی-ریوی
حال به موضوع احیاء قلبی-ریوی و دیدگاه اسلامی درباره اینکه آیا یک مسلمان مجاز است از پیش احیاء را رد کند میپردازم. هنگامی که ایست قلبی اتفاق میافتد، گزینه انجام احیاء از طریق ماساژ قلبی وجود دارد. موفقیت ماساژ قلبی به چندین عامل بستگی دارد:
- وضعیت سلامتی عمومی بیمار
- سن بیمار
- زمان احیاء پس از شروع ایست قلبی
- اینکه آیا غیرمتخصصان یا پرسنل پزشکی آموزشدیده احیاء را انجام میدهند
نرخ موفقیت ماساژ قلبی حدود ۱۲٪ است. این رقم همچنین به این دلیل است که بیش از ۷۰٪ ماساژهای قلبی در محیطهای خانگی و توسط افراد غیرمتخصص انجام میشود. فرض بر این است که احیاء توسط پرسنل پزشکی آموزشدیده در بیمارستان به طور قابل توجهی مؤثرتر است. با توجه به اینکه ایست قلبی بدون درمان با اطمینان نزدیک به یقین بلافاصله به مرگ منجر میشود، این یک نظر مطابق با قانون اسلامی است که متخصصان پزشکی موظف به انجام ماساژ قلبی با اقدامات بیشتر هستند. ماساژ قلبی باید از دیدگاه اسلامی توسط متخصصان پزشکی زمانی ترک شود که از نظر پزشکی ماساژ قلبی کموبیش بیهوده باشد. بیهودگی با وضعیت سلامتی بیمار تعیین میشود. یک بیمار سرطانی با متاستاز یا یک بیمار مسن مبتلا به بیماری مزمن با بیماری شریانی کرونر شناختهشده بیمارانی هستند که پزشکان برای آنها از ماساژ قلبی صرف نظر میکنند.
رویهای در آلمان که از هر بیماری پرسیده میشود آیا در صورت اورژانس میخواهد ماساژ قلبی را رد کند، از دیدگاه اسلامی مجاز نیست، زیرا بیمار اختیار رد آن را ندارد. پزشکان باید طبق وضعیت سلامتی بیمار و شرایط ایست قلبی تصمیم بگیرند که آیا ماساژ قلبی باید انجام شود یا نه.
تهویه مکانیکی
در نهایت، به قطع و نگهداری تهویه مکانیکی میپردازیم. اگر جان بیمار به طور حاد در خطر است و تهویه مکانیکی با احتمال حداقل ۵۰٪ جان بیمار را نجات میدهد، آغاز یا ادامه تهویه مکانیکی تحت قانون اسلامی واجب است. اگر چشمانداز موفقیت زیر ۵۰٪ باشد، قطع یا نگهداری تهویه مکانیکی تحت قانون اسلامی مجاز است.
امروز امکانپذیر است که بیماران را برای مدت بسیار طولانی به طور مصنوعی تهویه کنند. برای بیماران با آسیب غیرقابل برگشت مغزی یا مرگ مغزی، در غرب بحثهای بحثبرانگیزی وجود دارد که آیا تهویه باید قطع شود. بسیاری از زندگیای که ارزش زیستن ندارد صحبت میکنند. علاوه بر این، طبق نظر کارشناسان کنونی، هیچ امیدی به بهبود یا بهبودی وجود ندارد. این وضعیت بسیار پیچیده مسلمانان را در یک تنگنا قرار میدهد تا تصمیم مطابق با اسلام بگیرند. علما این وضعیت را چنین میبینند که اول، بیماری که به تهویه مکانیکی مداوم نیاز دارد دیگر یک مکلف نیست. بیمار در حالت بیهوشی مداوم قرار دارد، قادر به انجام تکالیف اسلامی نیست. علاوه بر این، قادر به انجام هیچ اقدام یا حرکتی نیست. زندگی شبیه زندگی نیست، بلکه حالتی بین زندگی و مرگ است.
با توجه به این موضوع، برخی از علما قطع تهویه مکانیکی را زمانی مجاز میدانند که بیمار در حالت گیاهی پایدار بدون امید به بهبود باشد. این باید توسط پزشکان تأیید شود. سپس قطع تهویه مکانیکی مجاز است – یعنی مباح. از یک طرف، تهویه مکانیکی بیهوده خواهد بود، و از طرف دیگر، آسیب ناشی از عوارض تهویه مکانیکی بیش از سود خواهد بود.
خلاصه
راهنمای تصمیمگیری پایان زندگی
این مجموعه سؤالات پیچیده را خلاصه میکنم تا قابل فهم باشد. درمان پزشکی زمانی واجب است که جان به طور حاد در خطر باشد و اقدام درمانی بتواند با حداقل احتمال ۵۰٪ جان بیمار را نجات دهد. تصمیم برای ترک ماساژ قلبی تنها میتواند توسط پزشکان گرفته شود. این ممکن است زمانی ترک شود که از نظر پزشکی درمان احتمالاً بیهوده باشد. قطع تهویه مکانیکی زمانی مجاز است که بیمار مرگ مغزی داشته باشد یا در حالت گیاهی پایدار باشد.
برخورد با مرگ
در پایان، برای ما مسلمانان مهم است که به سؤالات حساس با اسلام پاسخ دهیم و بنابراین همواره برای رضای او تلاش کنیم. در پایان زندگی، بیمار و خانوادهاش به حمایت و مراقبت معنوی بسیاری نیاز دارند. کمک عملی به شکل پرستاری و تسکین درد، و همچنین حمایت معنوی، برای کاهش آزمون سخت برای همه افراد مربوطه لازم است. متأسفانه، فضای استریل بیمارستانها با کارکنان بهداشتی اغلب غیرهمدلانه، خدمات رضایتبخشی برای هیچ بیماری، به خصوص برای مسلمانان، فراهم نمیکند تا به اندازه کافی جبران شود و حمایت معنوی دریافت شود. در حالت ایدهآل، در آینده کشیشان مسلمان وجود خواهند داشت که بتوانند در موقعیتهای غمانگیز به خانوادهها حمایت معنوی و راهنمایی حقوقی اسلامی ارائه دهند تا تصمیمات سنگین درباره درمان گرفته شود.
در پایان متنم، میخواهم به برخورد با مرگ بپردازم. هنگامی که بیمار یا یک بستگان میمیرد، برای پزشک و همچنین بستگان ضروری است که تسلیت بگویند و طبق اسلام عزاداری کنند.
پزشک باید آرامش بدهد در حالی که یادآوری میکند که همه ما متعلق به الله هستیم و مرگ اجتنابناپذیر است. علاوه بر این، باید برای مسلمان متوفی دعا شود که الله او را ببخشد. برای بستگان، همین اصول اعمال میشود، اما اولویت با حفظ صبر است. توصیف تمام اجزای تسلیت و عزاداری دشوار است. بلکه با کلمات پیامبر ﷺ پایان میدهم، زمانی که نامهای به یار خود معاذ بن جبل نوشت هنگامی که پسرش درگذشت. زیرا کلمات او جوهر ارائه آرامش را بیان میکند و آن را با زندگی پر میکند.
«به نام الله، بخشندهترین، مهربانترین. از محمد، رسول الله، به معاذ بن جبل. سلام بر تو! اول و مقدم از همه، الله را ستایش میکنم که جز او خدایی نیست. سپس دعا میکنم که الله پاداش بزرگی برای این از دست دادن به تو عطا فرماید و به تو صبر و استقامت بخشد و به تو و ما شجاعت عبودیت برای سپاسگزاری از نعمتهایش را عطا فرماید. همانا زندگیهای ما و کسانی که برایمان عزیزند هدایای مقدسی از الله هستند که تنها به طور موقت به ما سپرده است. او از این هدایا تا زمانی که خواست استفاده کردیم و هر زمان که خواست آنها را پس گرفت. و در عوض (این از دست دادن ظاهری)، او تو را با پاداشهای بالاتر از لطف ویژه، رحمت و هدایتش مبارک خواهد ساخت، به شرطی که برای خاطر او و برای سود آخرت صبر نشان دهی. بنابراین، به تو صبر توصیه میکنم. نگذار عزاداریات پاداشت در آخرت را نابود کند و تو را در پشیمانی غرق کند. مطمئن باش که هیچ مقدار از گریه و زاری هرگز مردهای را باز نگردانده، و نمیتواند به رفع غم و اندوه کمک کند. اراده الله همیشه غالب است، و قطعاً اتفاق افتاده است!»
نقلشده درباره نامه پیامبر ﷺ به معاذ بن جبل